موضوعات
آرشيو وبلاگ جوکستان رفتم حموم دوش بگیرم لباسامو که در آوردم دیدم یه سوسک رو دیوار حمومه دمپایی برداشتم بزنم رفت لای در. درو باز کردم دیدم داره میره تو اتاق.خلاصه پریدم بیرون و زدمش(موقع زدن هم ی فحش بد بهش دادم).یهو سرمو بلند کردم دیدم من لخت و بابام وایستاده داره با تعجب نگام میکنه.
منو میگی:|||| نظرات شما عزیزان:
|
||
![]() |